تبليغاتX
بچه اژدهای خواننده
DJMIM2
 

يه قورباغه با يه اردک ازدواج ميکنه ... اگه گفتي بچشون چي ميشه ؟ ... بچه دار نميشن ... ترو خدا براشون دعا کن ... داره زندگيشون از هم ميپاشه

 

مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده::::::::1-به حرمت اشک مادر توبه کردم --2 -داني که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري --3 -بوق نزن شاگردم خوابه --4 -بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا-- 5 -از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسکاري) --6 -اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن -7-- دنبالم نيا اسيرم مي شي-- 8 -گشتم نبود ............نگرد نيست-- 9 -سر پاييني برنده سر بالايي شرمنده

 

مشترک گرامی! اعتبار دوستی شما رو به اتمام است. لطفا جهت شارژ مجدد یک بوس ارسال نمایید

 

####o-(-<##### Midooni in chiye ?... In manam khabidam roo Reyle ghatar Ta Pm nadi pa nemisham

 

ترکه داشته چايي رو هم ميزده ... ميبينه خيلي شيرين شده ... چند دور بر ميگرده

 

 من در اين كلبه خوشم تو در آن اوج كه هستي ،خوش باش من به عشق تو خوشم تو به عشق هر كه هستي خوش باش

 

با تو غزل ستاره ها نورانی ست دل در قفس نگاه تو زندانی ست نگذر ز بهار کوچه باغ احساس چون بی تو تمام لحظه ها بارانی ست

 

 اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق عــاشــقان مبهوت خالش می شوند مست و شـیدای وصالش می شوند

 




???? ???? ????? ??? ?? دوشنبه 24 دی1386???? 10:31 ???? ..:: MIM2 ::..

 

يه روز مافوق به زير دستش ميگه: تا ساعت 12 شب اين برگه جريمه رو تموم كن. اونم تمام برگه هارو تموم

 

ميكنه به  جز يكي . تا به يه موتور سوار ميرسه ، ازش كارت بيمه و گواهينامه ميخواد همه رو داره حتي كلاه

 

هم داره در حاليكه سرباز درمونده مي پرسه : اين وقت شب تنها چرا اومدي بيرون ؟ اون هم ميگه :‌ من كه

 

تنها نيستم خدا و پيغمبر و امام هم با من اند . سرباز ميگه :‌ خوب حالا سه تركه ميكني اين هم جريمت .

 

 

 

تركه ميره توالت ميگوزه وقتي مياد بيرون ميبينه 4 تا دختر دارن نگاهش ميكنن براي اينكه ضايع نشه

 

ميگه : ببين چه مردمي پيدا ميشن ميگوزن ، آب نمي ريزن بره .

 

 

چراغ دستشويي تركه خاموش ميشه ميگه : اااااااااااااااااااه بازم بايد از حفظ برينم.

 

 

 

دو تا مگس سر يه گه نشسته بودن داشتن گه خوري ميكردن ،‌مگس اوليه ميگه : ميدوني اين گهي كه ما

 

ميخوريم قبلا اسهال بوده ؟ مگس دوميه ميگه : ااااااااااااااااااااااااااااا سر غذا حالم به هم نزن !!!

 

 

 

يه آبادانيه ميخواسته فرار كنه خارج ولي راهشو بلد نبود رفت لب مرز ديد بعضي ها ميرن تو پوست گوسفند

 

و از مرز عبور ميكنن . خوشحال شد كه راهشو پيدا كرده ، رفت نزديك مرز و رفت تو پوست يه گوسفند،،

 

همينكه رسيد به مرز پليس دستگيرش كرد و به زندان انداخت از پليس پرسيد : اين همه آدم رفتند تو پوست

 

گوسفند و از مرز عبور كردند  چطور شد كه شما فقط منو ديديد؟ پليس گفت : آخه پدر سوخته كدوم گوسفنديه

 

كه عينك ريبون ميزنه ؟!

 

 

ستاره پيش تو نوري نداره

نمك هم پيش تو شوري نداره

تو مثل فيلي و من مثل مورچه

ببين اين مورچه هم زوري نداره

******

تو اهل گريه و من اهل خنده

شدم از گريه هات خسته بنده

چه خيري ديدي از شلغم خريدن

ببين اين هندوانه مثل قنده !

 

 

 

تركه ميره خونه ميبينه زنش با چندتا مرد گردن كلفت نشسته ميفهمه جوكو اشتباهي اومده ميره بيرون رشتيه مياد تو.

 

ميدوني چرا قزويني ها خوشبختند؟ چون بخت ميترسه بهشون پشت كنه

.

به رفسنجاني ميگن : شما مال و اموالت چقدره ؟ ميگه: والا ما يه زمين داريم كه ايران هم افتاده توش.

 

رشتيه كتك ميخوره ميگه : صبر كنيد پسر بزرگم بياد شما حريف كردها نميشيد.

 

 

رشتيه به زنش ميگه : چرا دير اومدي؟ ميگه : يه يارو افتاده بود دنبالم بي شرف خيلي يواش مي اومد.

 

 

 

 

تركه ميره تو يك قهوه خونه تو تهران، ميبينه يك بدبختي افتاده رو زمين، 6 تا قمه هم تو شيكمشه! از يكي ميپرسه: ببخشيد، اين چيكار كرده بوده؟ يارو ميگه: گنده گوزي كرده بود! بعد از دو هفته تركه ميزنه شيكم يك بدبختي رو تو تبريز سفره ميكنه! بازپرسه ازش ميپرسه: بابا مگه اين بدبخت چيكارت كرده بود؟ تركه ميگه: جناب سروان،گوز گنده داده بود

 

به يه تركه ميگن اون كدوم پيغمبر بود كه يه مشت پرنده و حيوون رو جمع كرد و برد تو كشتي يارو يه كم فكر ميكنه و ميگه حضرت يوگي عليه السلام

 

 

تركه ميره مهموني با يه زنه شروع ميكنه رقصيدن دهنه زنه بو ميداده تركه ميگه خانم چرا دهنت بو ميده؟زنه ميگه صبح دندونپزشكي بودم برام پل گذاشته.تركه ميگه :ااااا پس بگو يكي زير پله ريده

 

 

 

به تركه ميگن: با حيدر جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون هي در زدم، هي در زدم، هيچكي درو باز نكرد. بهش ميگن: نه بابا، با آقا حيدر جمله بساز، ميگه:‌ اومدم در خونتون، آقا! هي در زدم، هي در زدم، هيچكي در رو باز نكرد!!!

 




???? ???? ????? ??? ?? چهارشنبه 13 تیر1386???? 15:14 ???? ..:: MIM2 ::..

 

چنان چه انواع ميوه ها به شما تعارف شود كدام ميوه را انتخاب مي كنيد؟

پرتقال؟ سیب؟ آناناس؟ موز؟ نارگيل ؟

انبه؟گیلاس؟ انگورسیاه ؟هلو ؟گلابی؟

آيا مي دانيد كه مي توانيد از روي ميوه انتخاب شده شخصيت آدم ها را بشناسيد و بر اساس ميوه هاي مورد نظر بگوييد كه شرايط روحي رواني اشخاص مختلف چگونه است؟پس ميوه دلخواه  خود را انتخاب كنيد و به راز هاي شخصيتي خود و دوستانتان پي ببريد.

 

پرتقال

اگر پرتقال ميوه محبوب شما است. شما آدمي پر قدرت و بسيار صبوريد و دوست داريد كارها را به آرامي و با متانت اما در عين حال با درايت كامل و جسارت به انجام برسانيد.سخت كوش و پر تلاش و كمي خجالتي هستيد اما در دوستي مي توان به شما اعتماد كرد . شما دوستان خود را به دقت انتخاب مي كنيد و با تمام وجود به آن ه عشق  ميورزيد

سيب

چنانچه سيب ميوه محبوب شماست شما فردي اسراف كار و بسيار رك گو و صريح اللهجه هستيد.اگر چه ممكن است بهترين سازمان دهنده  و مدير نباشيد اما مي توانيد رهبر يك تيم كوچك باشيد كه با تلاش زياد تيم را به موفقيت مي رسانيد.در بيشتر موقيت ها مي توانيد به سرعت و به درستي تصميم بگيريد. شما از سفر هاي كوتاه و غير منتظره لذت مي بريد.زماني كه با شريك زندگي خود به سر ميبريد جذاب و خونگرم به نظر مي آييد و به شدت عاشق"زندگي"به مفهوم واقعي آن هستيد.

آناناس

بسيار سريع تصميم مي گيريد و سزيعتر از آ عمل ميكنيد.در تغيير شغل و خطر كردن در زمينه هاي اجتماعي شجاع و بي باك هستيد.شما داراي يك توانايي استثنايي در مديزيت مي باشيد و نمي گذاريد كار روي دستتان بماند.دست داريد مورد اعتماد ديگران باشيد.معمولا خيلي سريع با ديگران ارتباط دوستانه بر قرار نمي كنيد ولي به محض انجام آندوستتان را براي هميشه براي خودتان نگاه مي داريدبندرت به دنبال زندگي رمانتيك ميرويدو شريك شماغالبا به واسطهاين صفات ممتاز تحت تاثيرتان قرار مي گيرداما از توانايي شما در نشان دادن اين احساسات نا اميد است.

موز

عاشقان موز افرادي دوست داشتني آرام گرم و طبيعتا با احساس هستند.شما غالبا از نداشتن اعتماد به نفس و خجالتي بودن در رنج هستيد. ديگران غالبا از طبع آرام و شيرينتان سؤ استفاده كردهو سعي ميكنندبه اين وسيله براي خود موقعيت هاي جالب را رقم بزنند.عاشق شريك زندگي خود در تمام زمينه ها هستيد واين عشق  به خاطر زيباي جسمي و روحي اوست.به خاطر روشي كه داري روابط شما با او همواره در يك هماهنگي كامل است.

نارگيل

شما دوستاران اين ميوه سنگين و كمياب افرادي جدي با فكر و شعور هستيد.از روابط اجتماعي لذت مي بريد و بويژه روي همراهانو دوستان خود حساسيت خاصي داريد.ممكن است كمي خود خواه به نظر بياييد اما لزوما چنين صفتي در شما بر جسته نميشود.. شما فردي سريع الانتقال آگاه و گوش به زنگ  هستيد و ديگران مطمئن هستند كه در زمينه شغلي هميشه در بالا ترين رده قرار داشته و به بهترين نحو كارها را انجام ميدهيد.شما نياز به شريك عاقلي داشته و عقل و احساس را با هم در اين مسئله دخالت مي دهيد.

انبه

اگر انبه را دوست داريد به راحتي ميشود به شما اتكا كرد.شخصي هستيد با ايده هاي روشن و غالبا درست و اثر گذار. از اينكه درگير مسائلي بشويد كه نياز به تلاش ذهني شديد دارد لذت مي بريد و با شريك خود به ملايمت و آرامي رفتار مي كنيد.سعي مي كنيد با زندگي خود بسازيد و چنانچه نياز به قوي بودن را احساسا مي كنيد آن را در جايي ديگر مي جوييد.

گيلاس

چننچه گيلاس ميوه محبوب شماست زندگي هميشه به شيريني كه در نظر داريد خود را به شما نشان نمي دهد.فراز و فرود در زندگيتان زياد است.بويژه در موقعيت هاي حرفه اي و كاري. شما هميشه و در هر پروژه ايكمي پول به دست مي آوريد و نه به مقدار زياد.ذهني فعال و خلاق داشته و غالبا به دنبال چيزهاي نو هسيد.شما شريكي صميمي و وفادرا هستيداما اثر گذاشتن بر  احساسات شما كار ساده اي نيست. خانه تان براي شما به منزله بهشت استو هيچ چيزي را بيشتر از اين دوست نداريدكه در منزل باشيد و دوستان افراد خانواده و آشنايان شما را دوره كنند.

انگور سياه

به طور كلي آدمي مودب و خوشرو هستيد اما گاهي اوقات سريع و به شدت عصباني مي شويد هر چند به همان سرعت عصبانيت شما فرو كش مي كند.از زيبايي ها به هر شكل كه باشند لذت ميبريد.بسيار محبوب و مورد علاقه ديگران هستيد و اين محبوبيت به علت طبيعت گرم شماست.شور و شوق فراواني به زندگي داريد و از هر كاي كه مي كنيد لذت ميبريد اعم از لباس پوشيدن خوردن و خوابيدن. شريك شما بايد در تمام شور و  علاقه شما سهيم باشد تا بتواند از همه آچه كه به او مي دهيد لذت ببرد.

هلو

درست مانند هلو شما از عصاره زندگي لذت ميبريد. فردي رك گو و صريح اللهجه بوده و روشي دوستانه داريد و اين نكات به جذابيت روحتان مي افزايد.در بخشش و فراموش كردن نظير نداريدو براي دوستيها ارزش زيادي قائل هستيد. حس استقلال طلبي در شما بسيار قوي است و اين امر از شما فردي راستگو ساخته است. عاشقي ايده آل صبور صميمي و يكرنگ هستيد.. با اين حال به هيچ وجه دوست نداريد احساسات  خود را در ملا ء عام بروز دهيد.

گلابي

چنانچه فكر خود را معطوف به انجام كاري مي كنيد مي توانيد آن را با موفقيت به انجام برسانيد.شما دوست داريد كه نتيجه تلاش هايتان را به سرعت ببينيد. از انگيزه هاي مفيد ذهني لذت برده و دنباله رو آن هستيد كمي خجالتي به نظر  ميرسيد و در بيان احساسات خود چندان راحت نيستيد.

زماني كه به دنبال شريك زندگي هستيد به هوش سرشار ديد وسيع و دل دريايي اش بيش از ديگر موارد اهميت  ميدهيد

 




???? ???? ????? ??? ?? شنبه 9 تیر1386???? 15:20 ???? ..:: MIM2 ::..

 

وقتی خیلی کوچک بودم اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خرید ما بودیم . هنوز جعبه قدیمی و گوشی سیاه و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود به خوبی در خاطرم مانده.ا

قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمیرسید ولی هر وقت که مادرم با تلفن حرف میزد می ایستادم و گوش میکردم و لذت میبردم .ا

بعد از مدتی کشف کردم که موجودی عجیب در این جعبه جادویی زندگی می کند که همه چیز را می داند . اسم این موجود اطلاعات لطفآ بود ، و به همه سوالها پاسخ می داد.ا

ساعت درست را می دانست و شماره تلفن هر کسی را به سرعت پیدا میکرد .ا

بار اولی که با این موجود عجیب رابطه بر قرار کردم روزی بود که مادرم به دیدن همسایه مان رفته بود . رفته بودم در زیر زمین و با وسایل نجاری پدرم بازی میکردم که با چکش کوبیدم روی انگشتم.ا

دستم خیلی درد گرفته بود ولی انگار گریه کردن فایده نداشت چون کسی در خانه نبود که دلداریم بدهد .ا

 انگشتم را کرده بودم در دهانم و همین طور که میمکیدمش دور خانه راه می رفتم . تا اینکه به راه پله رسیدم و چشمم به تلفن افتاد ! فوری رفتم و یک چهار پایه آوردم و رفتم رویش ایستادم .ا

تلفن را برداشتم و در دهنی تلفن که روی جعبه بالای سرم بود گفتم اطلاعات لطفآ .ا

صدای وصل شدن آمد و بعد صدایی واضح و آرام در گوشم گفت : اطلاعات .ا

انگشتم درد گرفته .... حالا یکی بود که حرف هایم را بشنود ، اشکهایک سرازیر شد .ا

پرسید مامانت خانه نیست ؟

گفتم که هیچکس خانه نیست .ا

 پرسید خونریزی داری ؟

جواب دادم : نه ، با چکش کوبیدم روی انگشتم و حالا خیلی درد دارم .ا

 پرسید : دستت به جا یخی میرسد ؟

گفتم که می توانم درش را باز کنم .ا

صدا گفت : برو یک تکه یخ بردار و روی انگشتت نگه دار .ا

یک روز دیگر به اطلاعات لطفآ زنگ زدم .ا

صدایی که دیگر برایم غریبه نبود گفت : اطلاعات .ا

پرسیدم تعمیر را چطور می نویسند ؟ و او جوابم را داد .ا

بعد از آن برای همه سوالهایم با اطلاعات لطفآ تماس میگرفتم .ا

 سوالهای جغرافی ام را از او می پرسیدم و او بود که به من گفت آمازون کجاست . سوالهای ریاضی و علومم را بلد بود جواب بدهد . او به من گفت که باید به قناریم که تازه از پارک گرفته بودم دانه بدهم .ا

روزی که قناری ام مرد با اطلاعات لطفآ تماس گرفتم و داستان غم انگیزش را برایش تعریف کردم . او در سکوت به من گوش کرد و بعد حرفهایی را زد که عمومآ بزرگترها برای دلداری از بچه ها می گویند . ولی من راضی نشدم . ا

پرسیدم : چرا پرنده های زیبا که خیلی هم قشنگ آواز می خوانند و خانه ها را پر از شادی میکنند عاقبتشان اینست که به یک مشت پر در گوشه قفس تبدیل میشوند ؟

فکر میکنم عمق درد و احساس مرا فهمید ، چون که گفت : عزیزم ، همیشه به خاطر داشته باش که دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند و من حس کردم که حالم بهتر شد .ا

وقتی که نه ساله شدم از آن شهر کوچک رفتیم . دلم خیلی برای دوستم تنگ شد . اطلاعات لطفآ متعلق به آن جعبه چوبی قدیمی بر روی دیوار بود و من حتی به فکرم هم نمیرسید که تلفن زیبای خانه جدیدمان را امتحان کنم .ا

وقتی بزرگتر و بزرگتر می شدم ، خاطرات بچگیم را همیشه دوره میکردم . در لحظاتی از عمرم که با شک و دودلی و هراس درگیر می شدم ، یادم می آمد که در بچگی چقدر احساس امنیت می کردم .ا

احساس می کردم که اطلاعات لطفآ چقدر مهربان و صبور بود که وقت و نیرویش را صرف یک پسر بچه میکرد .ا

سالها بعد وقتی شهرم را برای رفتن به دانشگاه ترک میکردم ، هواپیمایمان در وسط راه جایی نزدیک به شهر سابق من توقف کرد . ناخوداگاه تلفن را برداشتم و به شهر کوچکم زنگ زدم : اطلاعات لطفآ !

صدای واضح و آرامی که به خوبی میشناختمش ، پاسخ داد اطلاعات .ا

 ناخوداگاه گفتم می شود بگویید تعمیر را چگونه می نویسند ؟

سکوتی طولانی حاکم شد و بعد صدای آرامش را شنیدم که می گفت : فکر می کنم تا حالا انگشتت خوب شده .ا

خندیدم و گفتم : پس خودت هستی ، می دانی آن روزها چقدر برایم مهم بودی ؟

گفت : تو هم میدانی تماسهایت چقدر برایم مهم بود ؟ هیچوقت بچه ای نداشتم و همیشه منتظر تماسهایت بودم .ا

به او گفتم که در این مدت چقدر به فکرش بودم . پرسیدم آیا می توانم هر بار که به اینجا می آیم با او تماس بگیرم .ا

 گفت : لطفآ این کار را بکن ، بگو می خواهم با ماری صحبت کنم .ا

سه ماه بعد من دوباره به آن شهر رفتم .ا

یک صدای نا آشنا پاسخ داد : اطلاعات .ا

گفتم که می خواهم با ماری صحبت کنم .ا

پرسید : دوستش هستید ؟

گفتم : بله یک دوست بسیار قدیمی .ا

گفت : متاسفم ، ماری مدتی نیمه وقت کار می کرد چون سخت بیمار بود و متاسفانه یک ماه پیش درگذشت .ا

قبل از اینکه بتوانم حرفی بزنم گفت : صبر کنید ، ماری برای شما پیغامی گذاشته ، یادداشتش کرد که اگر شما زنگ زدید برایتان بخوانم ، بگذارید بخوانمش .ا

صدای خش خش کاغذی آمد و بعد صدای نا آشنا خواند : به او بگو که دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند ... خودش منظورم را می فهمد .ا

 




???? ???? ????? ??? ?? یکشنبه 6 خرداد1386???? 11:34 ???? ..:: MIM2 ::..

 

 

وقتي با کسي که عاشقشي روبرو ميشي.. قلبت تندتر ميزنه

 

ولي وقتي با کسي که دوستش داري روبرو ميشي فقط خوشحال ميشي..

 

************ ********* ********* ********* *****

 

وقتي با کسي که  عاشقشي... هستي زمستون پيش چشمات مث بهاره

 

ولي وقتي با کسي که  دوستش داري هستي ..زمستون فقط زيباست ..همين

 

************ ********* ********* ********* ********* *

  اگه تو چشماي کسي که عاشقشي نيگاه کني خجالت ميکشي و صورتت

 

سرخ ميشه

 

ولي اگه تو  چشماي کسي که دوستش داري نيگاه کني لبخند ميزني

 

************ ********* ********* ********* ********* *

 

وقتي با کسي که عاشقشي هستي نميتوني هر چي تو دلت هست به زبون

 

بياري..

 

ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي ..اين کارو ميتوني بکني... 

 

************ ********* ********* ********* ********* ***

 

وقتي با کسي که عاشقشي هستي معمولا تو رفتارت راحت نيستي و

 

خجالت ميکشي

 

ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي... تو خودت هستي و هر کاري

 

دوست داري ميکني.

 

************ ********* ********* ********* ********* ****

 

تو نميتوني به طور مستقيم تو چشماي اوني که عاشقشي نيگاه کني

 

ولي تو ميتوني هميشه با لبخند و مستقيم تو چشماي کسي که دوستش داري

 

نيگاه کني

 

************ ********* ********* ********* ********* *

 

وقتي کسي که عاشقشي گريه ميکنه تو هم به همراه او اشک ميريزي

 

ولي وقتي کسي که دوستش داري گريه ميکنه تو فقط تسکينش ميدي...

 

 

 

احساس عاشق بودن از چشم شروع ميشه ..

 

ولي دوست داشتن از گوش

 

ميدوني چه جوري؟؟

 

 

 

وقتي تو ميخواي کسي رو که دوست داشتي  ديگه  دوست نداشته باشي

 

کافيه ديگه گوشات رو بگيري و به حرفاش گوش ندي و اهميتي ندي  و

 

فراموشش کني

 

ولي وقتي ميخواي کسي رو که عاشقشي فراموش کني..چشمات رو

 

ميبندي ولي عشق به صورت قطره اي اشک از چشمات مياد پايين...و مي

 

ريزه روي قلبت و اون جا ميمونه

 

 تا ابد.... .. ..

 

 




???? ???? ????? ??? ?? جمعه 21 اردیبهشت1386???? 10:43 ???? ..:: MIM2 ::..

 

 

خدانگهدار عزیزم

                                اما نمیشه باورم

توی چشام نگاه نکن

                                این لحظه های آخرم

آخه چطور دلم بیاد

                                چشماتو گریون ببینم

میرم ولی اینو بدون

                                چشم انتظارت می شینم

میرم ولی گریه نکن

                                بذار از عشقت بمیرم

شاید تو اوج بی کسی

                                با عکست آروم بگیرم

میرم ولی بدون یکی

                                خیلی تو رو دوست داره

یکی که از دوری تو

                                سر به بیابون میذاره

خدانگهدار عزیزم

                                خــــــــــــــدانگهدار

 

                 ***************

 

خدانگهدار عزیزم

                                دارم میرم از این دیار

اینجا کسی منو نخواست

                                تو هم منو تنهام بذار

اینجا غریب بودم ولی

                               هیچکی نپرسید از کجاست

مسافرم باید برم

                               گریه نکن ، خدا نخواست

دوستم نداشتی اما من

                               عادت کردم به بودنت

ولی تو دنیا مردما

                               تورو از من ربودنت

میرم ولی بدون فقط

                               تویی دلیل بودنم

مهمون نوازی کردن و

                               منو از اینجا روندنم

 میرم ولی گریه نکن

                               نذار از عشقت بمیرم

شاید تو اوج بی کسی

                              با عکست آروم بگیرم

میرم ولی بدون یکی

                              خیلی تو رو دوستت داره

یکی که از دوری تو

                              سر به بیابون میذاره

خدانگهدار عزیزم

 




???? ???? ????? ??? ?? دوشنبه 27 فروردین1386???? 23:22 ???? ..:: MIM2 ::..

 

پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه ، ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی می کنه . مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه .


به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه . برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم . به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو کیف می کنه که مرد شده . دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه .


سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه . خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .


شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ...(این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد


هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه موهاشو بلند می کنه . بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه . بعدشم یه دمب اسبی و... تمام . دخترکش شد اروای عمه اش.


"هدف ما جلب رضایت شماست"
این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی...
موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره . نماد خودشه و دختری که انشالا اونرو باهاش آشنا می شه . عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟
یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا .
اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و...
اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن .
می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره . وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم

...

 

نمیدونم این مطلب طنز بود یا واقعیت؟

 ولی همیشه طنزها از واقعیت ریشه میگیرن

امیدوارم شما ها حواستونو خوب جمع کنین

 




???? ???? ????? ??? ?? جمعه 24 فروردین1386???? 13:45 ???? ..:: MIM2 ::..

 

عید مبارک




???? ???? ????? ??? ?? یکشنبه 5 فروردین1386???? 22:37 ???? ..:: MIM2 ::..

 

          این سخنان را خوب به خاطر بسپارید

 1) بدترین نوع استفاده از وقت این است که کاری را که لازم نیست به  بهترین شکل انجام دهید.

2) شهامت یعنی تمایل به انجام کار بدون آنکه تضمینی برای رسیدن به نتایج مطلوب وجود داشته باشد.

3) شجاعت،فقدان و نبودن ترس نیست،کنترل و تسلط بر ترس است.

4) با همه انسانها تحت هر شرایطی با صداقت رفتار کنید.

5) آمادگی،مشخصه افراد ماهر و تواناست.

6) قبل از هر گفتگو یا مذاکره ای خود را آماده کنید،احساسات خود را کنترل کنید و قبل از هر واکنشی نفس عمیق بکشید و تا ده بشمارید.

7) توانایی درست عمل کردن در شرایط بحرانی ، معیار واقعی شخصیت فرد است.

8) نقاط ضعف هر فرد بیشتر از نقاط قوت اوست.

9) همیشه روی نقاط قوت خود تمرکز کنید.

10) افکارتان را روی کاغذ بیاورید.

11) کارها را اولویت بندی کنید و همیشه از مهمترین آنها شرع کنید.

12) اگر می توانید چیزی را تصور کنید قادر به انجام آن نیز خواهید بود.

13) می خواهید سرعت موفقیت خود را بیشتر کنید؟ پس باید دوبرابر قبل شکست بخورید.

14) وقتی با دستانت کسی را به عنوان انتقاد نشان می دهی بدان که تنها یک انگشت او را وسه انگشت دیگر خودت را نشانه رفته است.

 

                           مطالب جالب

1)             سعادت مانند توپ فوتبال است وقتی از ما دور می شود دنبال آن می دويم و وقتی می ايستد با يک ضربه آن را از خود دور می کنيم.               شاتو بريان         

2)             قلب نادان دهانش است ودهان خردمند قلبش. بنيامين فرانکلين

3)             دو کلمه (آری)و (نه) که تلفظشان آسان است، کلماتی هستند که برای ادای آنها انديشه و مطالعه فراوان لازم است. پيتاگور

4)             دنيا آنقدر وسيع است که برای همه مخلوقات جايی هست . به جای آنکه جای کسی را بگيريد، تلاش کنيد جای واقعی خود را بيابيد.                                چارلی چاپلين

5) آنکه بيش از اندازه محتاط است بسيار کم کار انجام می دهد.شيلر

6)             اگر کسی می گويد که برای تو می ميرد، دروغ می گويد. حقيقت را کسی می گويد که برای تو زندگی می کند. وقتی برايت مشکلی بوجود می آيد؛ هرگز نگو:آه خدايا....من يک مشکل بزرگ دارم. هميشه بگو آهای مشکل....من يک خدای بزرگ دارم. 

7) من با ظالم ومظلوم هردو عداوت دارم: ظالم برای اين دشمن دارم که ظلم می کند. مظلوم برای اينکه قبول ظلم می کند و مايه جسارت ظالم می گردد.                                سيد جمال الدين اسدآبادی

داروی تو در وجود توست و نمی دانی،و درد تو از توست وآن را نمی شناسی. خويش را جِرمی کوچک می شماری، اما جهانی بزرگ در تو پيچيده است. تو آن کتاب مبينی هستی که حرفهای آن، پنهانيها را آشکار می کند.




???? ???? ????? ??? ?? چهارشنبه 20 دی1385???? 0:40 ???? ..:: MIM2 ::..

 

  کوچه

 

 بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

 همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

 شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم  

 شدم آن عاشق سرگشته که بودم

 در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید   

 باغ صد خاطره خندید  عطر صد خاطره پیچید

 یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم 

 پرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

 ساعتی بر لب آن جوی نشستیم 

 تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت 

 من همه محو تماشای نگاهت

 آسمان صاف و شب آرام

 بخت خندان و زمان رام

 خوشه ماه فرو ریخته در آب

 شاخه ها دست برآورده به مهتاب

 شب و صحرا و گل و سنگ  

 همه دل داده آواز شباهنگ

 یادم آمد تو به من گفتی از این عشق حذر کن

 لحضه ای چند بر این آب نظر کن

 آب آئینه عشق گذران است

 تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

 باش فردا که دلت با دگران است

 فراموش کنی ، چندی از این شهر سفر کن  

 با تو گفتم  حذر   از عشق ؟  ندانم

 سفر از پیش تو هرگز نتوانم  

 روز اول که دل من به تمنای تو پر زد                     

 چون کبوتر لب بام تو نشستم

 تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم

 باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

 تا به دام تو در افتم همه جاگشتم و گشتم

 حذر از عشق ندانم نتوانم

 اشکی از شاخه فرو ریخت

 مرغ شب ناله تلخی زدو بگریخت

 اشک در چشم تو لرزید

 ماه بر عشق تو خندید

 یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیدم   

 پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم نرمیدم

 رفت و در ظلمت شب آن شب و شب های دگر هم

 نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

 نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم                              

 بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

 




???? ???? ????? ??? ?? چهارشنبه 20 دی1385???? 0:37 ???? ..:: MIM2 ::..

 

                                            زنان از نظر علم شیمی و طرز تهيه 

زن در طبيعت کمتر به صورت آزاد موجود است و بيشتر به صورت ترکيب با عناصر ، مانند انيدريد تکبر و سولفات خودبينی و ناز در منازل يافت می شود

                                         تاريخچه کشف زن
کاشف اين عنصر ، پرفسور «آدم» است که در تاريخ نوکیا 6600 برای اولين بار با اين عنصر برخورد کرده و در راه اين کشف زحمات فراوانی متحمل شده و با تمام کوششهايی که به عمل آورده هنوز نتوانسته جنس و خواص اصلی اين عنصر را پيدا و درک کند (حتی گفته شده که دهن پرفسور آدم در این راه سرویس شده است )

                                           طرز تهيه زن
برای تهيه اين عنصر کافی است مقداری اکسيد اسکناس و نيترات پژو دویست و شش را در سولفات ويلا مخلوط کرده و دو کاخ طلای
۲۴
 عيار به
عنوان مهريه و کمی کلريد خواهش (همون التماس) به عنوان شيربها اضافه شود! پس از ترکيب اين مواد ، گاز عشوه و سولفور ناز متصاعد می شود و بعد از ميعان به صورت عشق ، زن در خانه رسوب می کند! بعضی از دانشمندان و متفکران معتقدند چنانچه مقداری از عصاره ء چرب زبانی به عنوان کاتاليزور استفاده شود ، نتيجه کار بهتر خواهد بود

                                       خواص فيزيکی زن
بسيار شکننده است! از جنس نرم و حساس می باشد و به سرعت تحت تاثير محيط و احساسات قرار می گيرد! هر گاه مقداری اسيد خشونت و کربنات سوزآوری به اسم «هوو» به آن اضافه شود فورا ذوب شده و به صورت بيکربنات اشک جاری می
شود

                                      خواص شيميايی زن
بعضی از انواع اين عنصر ميل شديدی به ترکيب شدن با کلرات کرم آفتاب و سولفات روژ و استات ريمل دارند و پس از انجام واکنشات غلیظ ، به خيال خودشون قابل تحمل ميشن!!! برخی از انواع اين عنصر ناخالص بوده و همراه سيليکات است و در آن خورده شيشه يافت می شود و خاصيت شوهر آزاری پيدا می کند! برای خالص کردن آن کافی است عنصر ناخالص را در يک محيط سر بسته مانند اتاق بانيترات کتک و کربنات غضب ترکيب نموده و از اين عمل نيم مول گاز جيغ و نيم مول گاز فرياد که غلظت آن برابر ماده اوليه است متصاعد می شود و عنصر به حالت رسوب در کف اتاق ته نشين می شود! سپس اگر به آن مقداری اکسيد محبت اضافه شود به حالت ماده اوليه باز می گردد

                                توصيه ايمنی
هرگز با این عنصر(زن) یکی بدو نکنید که نتیجه خوبی نمیدهد

 




???? ???? ????? ??? ?? پنجشنبه 23 آذر1385???? 18:7 ???? ..:: MIM2 ::..

  

اين نامه رو كسي نوشته كه صبح تا شب جلوي تلويزيون بوده وتنها سرگرميش هم اين بوده كه بشينه و تبليغات قشنگ تلويزيون رو از اول تا آخر نگاه كنه .خودتون بخونين عاقبت چنين آدمي چي مي شه

سلام

سلامي كه گرماي آن از مهياگاز و كيفيت سينجرگاز و نوع آوري نيك كالا با ضمانت 5 ساله اميدوارم صميمانه بوسه مرا پذيرا باشي و آنرا با چسب دوقلوي 5 دقيقه اي جلاسنج به لبانت بچسباني. امشب با تمام غمهايم كنار مهيا گاز نشسته ام و با خودكار بل اين نامه را مي نويسم زيرا اين نام نيك است كه مي ماند، هنگامي كه از من جدا شدي و آن نگاه سرد را از من گذراندي اين فقط ضد يخ كاسپين بود كه پيكر يخ زده ام را آب كرد و اين بيمه آسيا و ايران بود كه آسايشم را فراهم كرد، همانطوركه نياز امروز پشتوانه فردا است بايد اعتراف كنم كه نگاهت اثر عجيبي بر كاست دنا و طه بر جا گذاشته. دلم مي خواهد بر قله بينالود سفر كنيم و در لابلاي كوه هاي سر به فلك كشيده بهانه نمكي بخوريم. بيا تا راه سخت و طاقت فرساي زندگي را با پژو پرشياي جديد كه افتخار ملي است آغاز كنيم و با روغن ترمزهاي سپهر و فومن شيمي آسوده خاطر سفر كنيم. بيا تا پيچهاي زندگي را با ابزار مهدي باز كنيم و عشقمان را با ساختمان از پيش ساخته شده ي بانك مسكن بهتر آغاز كنيم و سقفش را ايزوگام شرق كنيم. و آن را با كاغذ ديواري نائين زينت دهيم و مانند خانه سبز همه اش را سبز كنيم و اتاقهايش را با فرش محتشم كاشان و ستاره كوير يزد رنگين كمان كنيم

بيا تا دلهاي سوخته مان را با كرم ضد آفتاب ب ب ك مرهم بگذاريم، بيا روزهايمان را با خمير دندان داروگر 2 كه حاوي فلورايد است آغاز كنيم و عشقمان را با صداي بلند از دل دوو پخش جديد پارس پخش كنيم و اشكمان را با دستمال كاذغي نرمه پاك كنيم.بيا تا دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد




???? ???? ????? ??? ?? شنبه 27 آبان1385???? 11:4 ???? ..:: MIM2 ::..

 

    از اینجا ره به جایی نیست

 

  جای پای رهروی پیداست

  کیست این گم کرده ره ؟ این راه نا پیدا چه می جوید؟

 مگر او زین سفر ؟ زین ره چه می جوید؟

 از این صحرا مگر راهی به شهر آرزویی هست؟

 به شهری کاندر آغوش سپید مهر

 به باران سحرگاهی خدایش دست و رو شسته است

 به شهری کاز همان لحظه ازل

 بر دامان مهتاب عشق آرام بغنوده است

 به شهری کش پلید افسانه گیتی

 سر انگشت خیال از چهره ی زیباش بزدوده است

 کجا ای ره نورد راه گم کرده ؟

 بیا برگرد !

 به شهری بر کناره پاک هستی

 به شهری کش به باران سحرگاهی

 خدایش دست و رو شسته است؟

 به شهری کش پلیدی های انسان ، این پلید افسانه هستی

 در این صحرا به جز مرگ و به جز حرمان

 کسی را آشنایی نیست

 بیا برگرد آخر ای غریب راه

 کز اینجا ره به جایی نیست

 نمی بینی که آنجا

 کنار تک درختی خشک

 زره مانده غریبی ، ره نوردی بی نوا مرده است ؟

 و در چشمان پاکش ، در نگاه گنگ و حیرانش

 هراران غنچه امید پژمرده است !

 نمی بینی که از حسرت « کمند صید بهرامینش افکنده است؟ »

 وبا دستی که در دست اجل بوده است

 بر آن تک درخت خشک

 حدیث سرنوشت هر که این ره را رود ، کنده است؟

 که « من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش »

 کجا ای ره نورد راه گم کرده ؟

 بیا برگرد !

 در این صحرا به جز مرگ و به جز حرمان

 کسی را آشنایی نیست

 از این صحرا مگر راهی به شهر آرزویی هست؟

 بیا برگرد آخر ، ای غریب راه !

 کز اینجا ره به جایی نیست

                                                 « دکتر علی شریعتی »

 




???? ???? ????? ??? ?? پنجشنبه 11 آبان1385???? 14:57 ???? ..:: MIM2 ::..

 

نامه مادر غضنفر ( جالبه )

غضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين غضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

 

 وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

غضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.

ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.

همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.

راستي:‌غضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.

 




???? ???? ????? ??? ?? پنجشنبه 11 آبان1385???? 14:52 ???? ..:: MIM2 ::..

 

شمع

تا سحر ای شمع بر بالین من

امشب از بهر خدا بیدار باش

سایه غم ناگهان بر دل نشست

رحم کن امشب مرا غم خوار باش

کام امیدم به خون آغشته شد

تیر های غم چنان بر دل نشست

کاندراین دریای مست زندگی

کشتی امید من بر گل نشست

آه ! ای یاران به فریادم رسید

ورنه مرگ امشب به فریادم رسد

ترسم آن شیرین تر از جانم زراه

چون به دام مرگ افتادم رسد

گریه و فریاد بس کن شمع من

بر دل ریشم نمک دیگر مپاش

قصه بی تابی من شمع من

بیش از این دیگر مگو ، خاموش باش

جز توام ای مونس شبهای تار

در جهان دیگر مرا یاری نماند

زان همه یاران بجز دیدار مرگ

با کسی امید دیداری نماند

همدم من ، مونس من ، شمع من

جز توام در این جهان غمخوار کو ؟

واندر این صحرای وحشت زای مرگ

وای بر من وای بر من ، یار کو؟

اندر این زندان من امشب ، شمع من

دست خواهم شستن از این زندگی

تا که فردا همچو شیران بشکنند

ملتم زنجیرهای بندگی

                                                       « دکتر علی شریعتی »

 

 




???? ???? ????? ??? ?? جمعه 21 مهر1385???? 18:40 ???? ..:: MIM2 ::..

 

توی لاغر مردنی یاد بگیر

وقتی گربه ها جنگ میکنن

بچه جوجه تیغی

فیله رو

اینم رییس جمهور ما

البته توهین به دانشجوها نباشه ها

فیلم صد عروس و یک داماد (گل پسر)

بهشت زیر پای ماردان

عجب زن وفاداری

عجب ضایع شد ها

آخوندا هم وقتی سرشون خلوت میشه شیطون میشن ها

این رییس جمهور بهتره یا اون

 




???? ???? ????? ??? ?? چهارشنبه 12 مهر1385???? 19:54 ???? ..:: MIM2 ::..

 

58-ترکه آشغال ميره تو چشماش سره ساعت 9 ميشينه دم در.

59-به تركه ميگن با سی دی جمله بساز میگه خونتو خراب كردم. میگن پس سی دیش کو میگه سی دیشو فردا میارم ببینی.

60-تركه داشته را ميرفته بعد سه نفرو پيدا ميكنه ميگه هر كي به من بگه من تو آستينم چيه اون سيب بزرگه كه تو آستينمه بهش ميدم

61-ازترکه میپرسن شغلت چیه:میگه: یه اطلاعاتی هیچ وقت شغلشو لو نمیده

63-ترکه عکس گور خر زده بود به اتاقش. بهش میگن این عکسه چیه؟ ترکه میگه: این عکس جوانی های بابام هست تو یوونتوس بازی میکرده.

64-يه تركه بلال می‌خوره، تا يه هفته همش اذون ميگه !

65-تركه رو می‌برن زير سوال، له ميشه

66-يه ترکه زنش سبزه بوده ... سيزده بدر ميندازش تو آب

-دو تا دانشجو پزشكي داشتن تو خيابون ميرفتن، مي‌بينند جلوشون يه يارو داره گشاد گشاد راه ميره.‌ يكيشون ميگه: اين بابا بواسير داره. ‌اون يكي ميگه: نه اين آپانديسشو عمل كرده. خلاصه هي با هم بحث ميكنن ولي به هيچ نتيجه اي نميرسن، ميگن بريم از خودش بپرسيم. ميرن به يارو ميگن: آقا ببخشيد، ما ديديم شما اينجوري راه ميرين، با هم شرط بندي كرديم،‌ من ميگم شما آپانديستون رو عمل كردين ولي رفيقم ميگه شما بواسير دارين. يارو ميگه: والله هرسه تامون اشتباه كرديم! منم اول فكرمي‌كردم گوزه، ولي نامرد، ان بود!

70-ميدنی تو تبريز برای دوشيدن گاو چند نفر لازمه؟ ۲۰ نفر، يه نفر پستون رو نگه ميداره، ۱۹ نفر هم گاو رو بالا پايين ميکنن

72-يه روز يه ترکه سوار يه فولکس بود. پشت يه چراغ قرمز زد تو کون يه زانتيا. راننده زانتيا اومد پائين. يه نگاه به سپر کرد يه نگاه به يارو ، بعد رفت سوار ماشين شد. چهارراه بعدی زانتيا ايستاده بود. دوباره يارو اومد گذاشت تو کون ماشينه . يارو برگشت پشت سرش و نگاه کرد. ترکه سرش و آورد بيرون داد زد: برو آقا من بودم!!

73-یه روز یه ترکه با خر عکس میگیره به بچه هاش نشون میده میگه اگه گفتی بابا کدومه؟

1-از یه بسیجیه می پرسن : دو خط موازی چیه ؟ میگه : دو خط موازی دو خطی هستند که هیچ گاه بهم نمیرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبری!

74-دو تا تركه دو تا گاو ميخرن ، ‌اولي به دومي ميگه : حالا چيكار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن ؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن ، من يه گوش گاومو ميكنم . بعد از چند وقت ، ‌گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه ‌دومي ميگه : تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم . از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه . خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه ، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه : اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو!!!

75-یه ترکه میره مسابقه ی قرآن خوانی . سوره بنی اسرائیل بهش می افته انصراف میده !

76-ترکه می ميره ميره اون دنيا . ازش میپرسن ميری بهشت يا جهنم ؟ نگاه می کنه به جهنم می بينه دار و درخت و آبی و بلبل و همه چيز مرتبه ميگه ميرم جهنم . تا درو باز می کنن می بينه شعله های آتيش از همه جا بلند شده . شاکی ميشه ميگه اين که اين طوری نبود . ميگن يه مدت کسی نيومده بود رفته بود رو screen saver

77-یه ترکه دست می زاره رو نافش ، Reset می شه .

78-يه روز يه ترکه با خرش تو جاده منتظر ماشين بود که يه پيکان نگه داشت ترکه گفت مستقيم راننده ماشين گفت خودت سوار می کنم ولی خرت چيکار می کنی؟ گفت خرم خودش می آيد . حرکت کردند . ماشين رفت دنده 1 2 3 4 خر با همان سرعت که ماشين می رفت حرکت می کرد ، راننده گفت خرت چشمک می زنه . ترکه گفت می خواهد سبقت بگيره!

79-يه افشين گم ميشه پليس ازش ميپرسه آدرست چيه ؟ ميگه: baman_bash68@yahoo.com

80-به يه ترکه ميگن نظرت در مورد ازدواج چيه ؟ به نظر من ازدواج بايد فاميلي باشه. ميگن چرا ؟ چون تمام خانواده ما ازدواج فاميلي كردند. مثلا داييم زن داييمو گرفته، عموم زن عمومو گرفته ...

81-ترکه ساعتش خراب میشه . باز میکنه توشو میبینه یه دونه مورچه مرده . با خودش میگه : ای بابا میگم آآآآآ راننده مرده !

82-به يه مرده مي گن: با توله سگ جمله بساز؟ مي گه : طول سگ ضرب در عرض سگ، مساوي است با مساحت سگ.

83-يک روز بامشاد ميره جلوي مدرسه دخترانه ، مي گه: واييييييييييي چقدر عيال

84-يه ماره روسري ميزاره ميگه من كبرام

85-يک روز از يک ميوه فروشي ميپرسند : عمل سزارين چيه ؟ مرده جواب ميده : يعني بچه به شرط چاقو !

86-يه روز غضنفر رو ميگيرند ميبرند کلانتري . غضنفر ميگه منو واسه چي گرفتيد ؟ جناب سروان ميگه : واسه عرق خوري . غضنفر ميگه : پس چرا نميار يد بخوريم ؟!

87-ترکه رئيس فدراسيون شطرنج ميشه . ميگه از فردا فيل حق نداره اسبو بزنه . بجای وزير هم مهره ی خرو ميذاريد!

88-غضنفر میره دستشوئی زنانه میگیرنش میگن کوری نمیبینی زنونست ؟ میگه من چکار کنم اونجا نوشته زنا نه ، اونطرف هم نوشته مردا نه .

89-يه روز یه لره میره پیشه خدا میگه : خدایا چیکار کنم که از ترکا خر تر باشم . خدا میگه : برو تو بیابون شنا کن . میره تو بیابون شنا میکنه يه دفعه می بينه از دور يه ترکه داره با قايق موتوری می آد!

90-تركه رو ميكنن رئيس صدا و سيما ، بعد از دو روز بر كنارش ميكنن . رفيقاش ازش مي‌پرسند : چي شد ؟ ميگه: هيچي فقط وسط اذون آگهي پخش كرديم!

91-یه شب یه ترکه میره دزدی ، بعد صاحب خونه پا میشه میگه کیه اون جا ؟ ترکه میگه : هیچکی ، گربست ، بعععععع

92-تركا ميرن فيلم شام آخر ببينن قابلمه ميبرن!

93-يك روز يه گوسفنده با مامان باباش دعواش ميشه ميره سر كوچه تاكسی بگيره ، ميگه : كشتارگاه ، كشتارگاه

94-تركه از زمين و زمان گله می كنه و می گه : چه دنيای بدی شده آدم نمیتونه به هيچ كس اعتماد كنه ، از صبح تا حالا از هركی سؤال می كنم ساعت چنده هركی يه چيزی ميگه ، نمی دونم حرف كدومو باور كنم !!!

95-تركه با دوست دخترش ميره كافي شاپ ، گارسون مياد ميگه : چي ميل داريد براتون بيارم؟ دختره ميگه : دوتا كافه گلاسه لطفاً . تركه با عجله ميگه : دوتا هم واسه من بيارين!!

96-جورابه مست ميكنه ميگه :عمرا اگه لنگمو پيدا كني .

97-تركه به رحمت خدا يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!!

98-مرده تو اتوبوس ميگوزه همه ميخندن ميگه به خدا اگه ميدونستم اين همه حال ميکنيد براتون ميريدم.

99-تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!

100-به تركه ميگن شما ناراحت نمي شين اينقدر در باره يه شما جك ميگن تركه ميكه نه بابا ايا برايه شما جكه برايه ما خاطره ست.




???? ???? ????? ??? ?? چهارشنبه 12 مهر1385???? 18:22 ???? ..:: MIM2 ::..

 

     چرا بايد به ايران افتخار كنيم ؟ 


 
     آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع

   كرد ايرانيان بودند .

 

   آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند . 
 

   آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند 

  ايرانيان بودند . 
  

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند . 
 

   آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند . 
 

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان . 
 

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند . 
 

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند . 
 

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند . 
 

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .  
 

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن

  ايراني. 
 

  آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز . 
 

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان

  بودند . 
 

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند . 
 

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند . 
 

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند . 
 

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند . 
 

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر

  اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند . 
 

  آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته

  شده است . 
 

   آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد . 
 

  آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان

  احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج

  گذاري كرد . 
 

  آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر

  ساخته شد . 
 

  آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي

  جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد . 
 

  آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس

  بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد . 
 

   آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي 

  عذرخواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از

  آغاز  بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر

  مقداري  بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در

  حال  احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي

  به آنان ننمود . 
 

  آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به

  پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين

  مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره ) را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها

  رايج ترين پولهاي جهان شد . 
 

  آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان

  گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا

  فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود

  و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . ) 
 

  آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد

  و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد . 
 

  آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه

  بابل بودند آزاد كرد .. 
 

  آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري

  آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت . 
 

  آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ

  آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به

  طول انجاميد . 
 

  آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت

  10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك

  سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت

  همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند . 
 

  آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه

  به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر

  كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است . 
 

  آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح

  تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي "دني تون" بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و

  پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز

  و ديگري سوگ سياوش بوده است . 
 

  آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه

  فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع

  كنند . 
 

  آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات

  - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد . 
 

  آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد . 
 

  آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي

  عظيم بروي رود سند بنا نهاد . 
 

  آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش

  كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد . 
 

   آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده

  كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد .

  او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .

             **** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ،

         از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .. ****

 

           پس حالا همه با هم واسه برپایی عقل در سران کشورمون دعا کنیم  

 




???? ???? ????? ??? ?? یکشنبه 9 مهر1385???? 11:27 ???? ..:: MIM2 ::..

  سلام دوستان عزیز

  بعد از اون وقفه به نظر خودم طولانی حالا اومدم که دو باره بیام

  برای شروع یه سری به سایتهای زیر بزنید .جالب هستن ( حتما نظر هم بدید )

  بفرمایید چی میل دارید؟

  یه روز یه مار خیلی غمگین جلوی خونش نشسته بود . ازش میپرسن چرا غمگینی؟ میگه یه عمره عاشق دختر همسایه شدم تازه فهمیدم که شیلنگه ؟؟

  آقا موشه خودکشی ممنوع

   اولين قانون عشقي نيوتون: عشق نه به وجود ميايد ونه ازبين مي رودبلکه از دوست دختر يا پسري به دوست دختر ويا پسر ديگر منتقل مي شود

  داداش سیا بد جوری ضایع شد

  ترکه ميره رستوران ميگه: غذا چي دارين؟ گارسون ميگه: کاستيدگيلينکوفينوستا با ليمو! ترکه ميگه: کاستيدگيلينکوفينوستا با چي؟

  این گربهه هم دیوونه شده

  يه شب يه ستاره شانس از آسمون افتاد رو زمين بهم گفت دنيارو مي خواي يا يه دوست خوب ؟؟؟ گفتم هيچ كدوم ! چون يه دوست دارم كه واسم مثل يه دنيا ( الکی)

   مدل جدید سیگار کشیدن در قزوین

  يه خانمی 13قلو حامله بوده. 9ماه ميشه ولي بچه هاش به دنيا نميان ميره دكتر و با نگراني ميگه اقاي دكتر چرا من بچه هام به دنيا نميان؟ دکتر سونوگرافي مي كنه توي مانيتور مي بينه كه از 13 تا بچه 12 تا دخترهستند و1نفر آنها پسر. و پسره دستش رو گذاشته رو شكم مامان و مي گه جون داداش اگه بزارم كسي لخت از اينجا بره بيرون

  اینم یه پلیس خوب ایرانی

  قشنگ ترين آدم دنيا :دکتر محمود احمدي نژاد 3 - پيرترين آدم دنيا : علي دايي 4 - جواد ترين آدم دنيا :بنيامين 5 - با استعداد ترين بازيگر سينماي دنيا : محمدرضا گلزار 6 - بد بخت ترين آدم دنيا : دوست پسر 7 - ورزشکار ترين آدم دنيا (البته در رشته چتر بازي ): دوست دختر 8 - باحال ترين آدم دنيا : من 9 - ضايع ترين آدم دنيا : شک نکن که خودتي

  اینم دانشگاه آزاد اسلامی

  انيشتين رفت درس خوند معروف شد ذكريا تحقيق كرد كاشف شد ابوعلي سينا مطالعه كرد دكتر شد حالا تو بيكار بشين وبلاگا رو چك کن

  گنجیشک بیچاره

  شعارهاي جديد انرژي هسته اي - انرژي هسته اي آزاد بايد گردد! - آمريكا در چه فكريه... ايران پر از هسته‌ايه! - عقاب آسيا كيه؟ ... انرژي هسته ايه! - واي اگر انرژي هسته اي حق مسلم ماست! - تا خون در رگ ماست... انرژي هسته اي حق مسلم ماست! - ما انرژي هسته اي ميخوايم ، يالا يالا ، حالا واي واي ، واي واي واي واي

 




???? ???? ????? ??? ?? چهارشنبه 29 شهریور1385???? 16:36 ???? ..:: MIM2 ::..

 

خوب بعد از این همه شرکت در مسابقه و حق کشی تصنسن گرفتم که خودم هم یه مسابقه ترتیب بدم

مسابقه از این قراره که : هرکسی بتونه حدس بزنه که این تصویر از چیه یه جایزه واقعا نفیس رو  مال خودش میکنه

تصویر اینه »

Image hosting by TinyPic

خوب ببینم چه کار میکنید ( من که چشم آب  نمی خوره از اون کله ی مغز فندقی شاخدانگولی )

 




???? ???? ????? ??? ?? یکشنبه 29 مرداد1385???? 16:54 ???? ..:: MIM2 ::..